تبلیغات
سرزمین وفس
سرزمین وفس
نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2

لوگوی سرزمین وفس
آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

جمعه 20 دی 1387
برگشت دوباره بخش به روستای وفس

رئیس شورای اسلامی روستای وفس خواستار شد

برگشت دوباره بخش به روستای وفس

 

فراهان –خبرگزاری ایسکانیوز: رئیس شورای اسلامی روستای وفس گفت:وفس در حدود هشتاد سال به عنوان بخش شناخته می شده ولی در سالهای اخیر بخش را از وفس گرفتند و ما خواستار برگشت دوباره بخش به وفس هستیم.
به گزارش ایسکانیوز از منطقه فراهان :عباس رضا دارابی ،گفت: وفس بزرگترین روستای استان مرکزی و در فاصله 20 کیلومتری کمیجان واقع شده و بزرگترین تولید کننده سیب و گردو در استان است .
وی افزود: وفس مظلومترین مردم را دارد ولی با این حال هیج گونه توجهی به وفس نمی شود مخصوصاْ جهاد کشاورزی که مردم با توجه به شغل خود نیاز مبرم به کمک های این سازمان دارند ولی متاسفانه کمک های لازم از طرف جهاد کشاورزی به مردم خیلی کم و محدود است
وی با اشاره به بی توجهی مسئولین به روستای وفس تصریح کرد : کم کاری های مسئولین باعث شده که روستای وفس از هر نظرعقب بماند و مردم از این روستا کوچ کنند و باعث کاهش جمعیت در این منطقه شود .
دارابی در ادامه خاطر نشان کرد: وفس قریب به 80 سال به عنوان بخش شناخته می شده ولی در سال های اخیر اسم بخش از وفس حذف شد و ما دوباره خواستار برگشت بخش هستیم و چرا بخش را از وفس گرفتند و به جایی دیگر دادند مگر می شود قانوناْ اسم کسی را عوض کرد که اسم وفس را عوض کردند و یا اسم بخش برای وفس ضرر و مشکل برای کسی داشت.
رئیس شورای اسلامی روستای وفس در رابطه با مشکلات گفت: وفس مشکل زیاد دارد ولی مشکل اساسی وفس برگشت دوباره بخشداری به وفس است و همچنین گاز رسانی به وفس هم از جمله خواسته ها و مشکلات اساسی مردم وفس است.
دارابی در پایان خاطر نشان کرد: اگر احمدی نژاد نبود وفس به کلی تخریب می شد و اظهار امید واری کرد که احمدی نژاد از لطف بی کرانه خود مردم وفس را محروم نسازد.

نوشته شده توسط مهدی ساعت 12:57 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در جمعه 20 دی 1387 و ساعت 01:05 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 7 شهریور 1385
نامه به رئیس جمهور

در پست 83 وبلاگ روستای وفس، متن دو نامه‏ای را که همشهریان وفسی در رابطه با مشکلات فعلی وفس برای سایت اینترنتی ریاست جمهوری و نهاد ریاست جمهوری در تهران ارسال کرده بودند، قرار داده شد. یکی از این نامه‏ها، توسط آقای نظری تهیه و ارسال شده بود. هفته‏ی گذشته، آقای نظری به بنده اعلام کردند که نامه‏ای را از سایت ریاست جمهوری دریافت کرده‏اند با این مضمون که نامه ی شما با شماره‏ی فلان و تاریخ فلان در حال پیگیری است و در آینده نزدیک نتایج حاصله به اطلاع شما خواهد رسید.

 

هفته‏ی گذشته نیز که در وفس بودم، آقای عباس وفسی، مسئول شیلات کمیجان که یکی از اعضا گروه استقبال از رئیس جمهور در جریان سفر ایشان به شهرستان کمیجان بود، نامه‏ای را که خود تهیه کرده بودند و در هنگام حضور رئیس جمهور در شهرستان به هیئت همراه ایشان داده بودند، به بنده تحویل دادند و خواستند که برای اطلاع همشهریان وفسی، متن این نامه در اینترنت قرار بگیرد. متن این نامه در ادامه خواهد آمد. لازم بذکر است که جواب موقتی از طرف دفتر ریاست جمهوری برای آقای وفسی ارسال شده است، در این نامه گفته شده است که « نامه‏ی شما به شماره‏ی فلان و تاریخ فلان در حال پیگیری می‏باشد».

 

متن نامه‏ی آقای عباس وفسی

(این نامه در 4 ورق A4 در مورخه 27/02/1385 تهیه شده است.)

 

بسمه تعالی

محضر مبارک دکتر احمدی نژاد - رئیس جمهور محترم جمهوری اسلامی ایران

موضوع: ناگفته های مسئولین استان مرکزی به جناب عالی در مورد وفس

سلام علیکم

شعار عدالتی را که جناب عالی در قرن 21 وانفسا سر لوحه حکومت خود قرار داده اید و ما هم آرزوی این موفقیت بهروز را از خداوند منان داریم شعار امام اولین شیعیان علی(ع) است که هم در شعار و هم در عمل آخر الامر فرق مبارکش فدای این شعار گردید، همه عالم و آدم دانستند که علی مرد عمل شعار شعور است عاقبت نیز فزت برب کعبه را سرود. در زمان حکومتش جهت تحقق عدالتش به مثالی بسنده نموده، عرایضم را به استحضار می رسانم.

در حکومت علی(ع) دو مادر مدعی صاحب فرزندی شدند این قضاوت به پیشگاه مولا علی(ع) رسید، مولا امر فرمودند:

که شمشیر بیاورید مادر واقعی پرسید برای چی؟ علی(ع) فرمود برای دو نصف نمودن کودک که مادر واقعی فرمود من گذشت نمودم کودک را به اولی بدهید که مولا امر فرمود کودک مال توست چرا که مادر واقعی احساس خطر و دلسوزی می نماید.

آری، خود از این قصه بخوانید حدیث مفصل را.

سخنم را با شما از دیار وفس می گویم. قلم ناتوان و بیان عاجز است، درد است، می سوزم، طبیب درد کیست؟ کسی که مدعی عدالت است. آقای رئیس جمهور بنا به شواهد تاریخ، وفس در قرن دوم تاسیس و بنا گردید، در تاریخ دستخوش تغییرات و تحولات چشم گیر بوده است.(کتاب وفس در گذر زمان، گرچه ناقص ... ولی جهت اطلاع و بررسی منبع خوبی است که پیوست این نامه تقدیم حضورتان می گردد).

 

وفس

تحولات جمعیتی وفس

در کتاب تاریخ نزهه القلوب آمده است که وفس از قراء معظم است. نشاندهنده‏ی جمعیت زیاد آن در قرن دهم در کشتار مردم وفس بیش از شش هزار نفر کشته و پنج هزار نفر اسیر و گروهی نیز متواری، مخفی و آواره شده اند که شاخص جمعیتی بیش از 15 هزار نفر نشان می دهد. فرهنگ معین و دهخدا نیز آمار 4200 نفر را نشان می دهند و در فقه اللغه آمار 5 تا 6 هزار نفر ثبت گردیده و آقای م.مقدم در مجله ایران کوده، آمار 4500 نفر را بیان کرده مخصوصا در دوره های اخیر از دهه های سی و چهل به این طرف رشد جمعیت بسیار کند و کاهش نشان می دهد. که دلیل بارز آن افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها بوده است در دهه چهل و پنجاه قبل از انقلاب مقدس اسلامی بیش از 400 الی 600 خانوار از جمعیت وفس در مناطق مختلف تهران، قم، اراک، کرمان و همدان ساکن شده اند و از آغاز انقلاب اسلامی مهاجرت انفجاری بوده است بطوری که بیش از 80 درصد جمعیت روستایی وفس به شهرهای قم، اراک و کرمان مهاجرت کرده اند و اکنون می توان با کمال جرات مدعی شد که بیشتر از چند برابر جمعیت فعلی ساکن در روستا در شهرهای فوق الذکر زندگی می کنند جمعیت فعلی روستا شاخص کمتر از 4000 نفر جمعیت را نشان می دهد که اکثر افراد از سالمندان و افراد بی بضاعت که توان مهاجرت ندارند در روستا باقی مانده اند که این هشداری بسیار تکان دهنده برای دست اندرکاران و برنامه ریزان برنامه های اقتصادی و اجتماعی درازمدت کشور است که در برنامه های خود این مسائل را مدنظر داشته باشند. علل مهاجرت انفجاری این روستائیان به حاشیه شهرها و افزود بر مشکلات خود و معضلات شهری دلایلی بسیار دارد که عمدتا نیاز به بحث کارشناسی دقیق و حساب شده دارد اما چند دلیل را به طور خلاصه یادآور می شوم، باشد که راه گشای دلسوزان و دست اندرکاران قرار گیرد بی توجهی نظام داران طاغوتی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی مخصوصا در اواخر حکومتشان به این بخش از کشور دلایل متعدد داشته است.

نبودن کار و موقعیت ایجاد شغل برای جمعیت ساکن در روستا بعد از شکوفائی نظام صنعتی در جهان و ایران، نبودن امکانات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی و درمانی و آموزشی، مهاجرت روحانیون و علما بلندپایه و دست اندرکاران تعلیم و تربیت کار کشته و ماهر، بی رونق شدن محصولات کشاورزی، آفت زدگی سردرختی، کمبود شدید آبهای زیرزمینی که به خشک شدن بسیاری از درختان و از کیفیت افتادن میوه ها گردیده، درهم ریخته شدن سنت ها و اصالت های اجتماعی به دلیل مهاجرت های بی رویه صاحبان بضاعت و سرمایه داران، کم شدن تدریجی دام ها به علت فروش و انتقال پول آنها به شهرها از عمده ترین دلایل می باشد.

ترس آن است که روزگاری این دیار که دارای 23000 هکتار زمین و یکی از مهمترین قطب دامی که دارای 35000 راس گوسفند و بالغ بر 700 هکتار باغ و دارای 11 حلقه قنات که بالای 30 الی 35 اینچ آب دارد.

سالانه تولید مقادیر زیادی گردو که درآمدی بالای میلیاردها تومان عایدات را دارا می باشد. تولید بیش از 500 تن از انواع میوه را دارا می باشد. دارای 700 عدد کندوی زنبور عسل با سالانه بیش از 7 تن عسل، دارای بیش از 500 دستگاه دارقالی بافی از نوع ابریشم، کرک و ... می باشد. در مراتع آن بهترین گیاهان پزشکی که هر مثقال آن در بازار بیش از چندین هزار تومان خرید و فروش می شود.

یکی از بهترین و مهمترین جایگاه تفریحی و تفرجی مردم استان مرکزی و کمیجان و روستاهای اطراف یعنی جمعیت 70 هزار نفری آن که اکنون گویا سازمان محترم ایرانگردی و جهانگردی برنامه ای را در دست دارد که آثار تاریخی و ملی آن را ثبت نماید. برج موجود در روستا با قدمت 1000 ساله که تا کنون پابرجا مانده است این سرمایه های خدادادی استعدادهای طبیعی و امکانات فراوان از زمین ها و باغ های میوه، یا صاحبان خود را از کف داده اند یا کهولت سن صاحبان آنها مانع رسیدگی مناسب و درخور توجه نسبت به آنها شده است.

هزاران درخت گردو در اثر بی توجهی و تنگی جا و افزایش درختان خودرو و ازدیاد بی رویه آنها دچار کمبود بار، یا کاملا بی بهره شده اند و به دلیل رویش خودرویی این درختان و عدم جابجائی و پیوند نمودن مناسب آنها باغ های وفس به جنگلی تبدیل شده است و ارزش اقتصادی خود را از دست داده است که خود جای تامل و اندیشه دارد که سالانه دولت محترم و مجلس شورای اسلامی این همه اعتبارات بخش مطالعه، آموزش، تحقیقات را کجا سرمایه گذاری می کند، کمی بیاندیشید، به مسئولین مربوطه دستور بدهید که بیایند شاید... اگر دولت اسلامی اندکی در وفس سرمایه گذاری کند می تواند بهترین اماکن تفریحی و توریستی را حداقل برای ساکنان شهرهای هم جوار ایجاد کند مثلا با احداث یک جاده از میان جنگل های وفس و اتصال آن به جاده همدان - ساوه (که خواسته چندین ساله کلیه اهالی بخش وفس و شهرستان کمیجان از قدیم الایام بوده و هست و هر استاندار و نماینده مجلس در هر مرحله آن را مطرح و تا کنون عقیم مانده است که امیدوارم سفر شما این طلسم را بشکند) احیاء قنوات، ایجاد اردوگاه ها، ایجاد مزارع پرورش ماهی، ایجاد شهرک های دامداری صنعتی، کارخانه جات صنایع تبدیلی، با توجه به بعد مسافت با شهرهای بزرگ و از همه مهمتر احداث سد (دربند) در صحرای انجمن که سالهاست طرح اولیه آن تهیه شده است ولی هر سال در اثر اهمال طرح آن تعطیل می شود. با احداث این سد می توان دریاچه بسیار بزرگ ایجاد کرد و دشت های بکر و مرغوب شورآب و انجمن را زیر کشت برد و آبهای فراوان وفس را که هفت ماه از سال به هدر می رود را در پشت این سد جمع آوری کرد و جاذبه های دیدنی در کنار آن به وجود آورد.

وفس حتی برای توریست های خارجی نیز مکانی جذاب و با جاذبه های تفریحی زیاد از قبیل کوه ها، غارهای سنگی طبیعی و اشراف آنها بر دشت های وسیع که در کمتر جای ایران می توان آنها را یافت باشد که انشاء الله با توفیق الهی و درایت نظر دولت کریمه احیاء و بازسازی گردد.

 

وفس بعد از انقلاب اسلامی

روستای وفس که از گذشته دارای ساختار اسلامی و انقلابی بوده و دارالمومنین لقب داشته و دارد در تمام صحنه های مبارزات انقلابی و سیاسی کشور سهم قابل ملاحظه ای داشته است و شاهد رشادتها، گفتارها و دلیری سید عبدالحمید سجادی که در جنبش مشروطه جزء اولین شهدای این جنبش می باشد و مرجع تقلیدی چون حاج شیخ عبدالنبی عراقی وفسی که به تعبیر معمار بزرگ انقلاب، امام خمینی(ره) که فرمودند:« شیخ عبدالنبی شیخ الفقهاء و المجتهدین بودند) که به عنوان یکی از مراجع بزرگ حوزه نجف، قم و پیشنهاد انقلابی ایشان که تصریح شهادت به مولای متقیان را در اذان و اقامه جایز و واجب می دانستند و با توجه به مرجعیتش پیروی از امام بزرگوار خمینی کبیر از سال 1342 و همراه شدن با دیگر اقشار مردم در سراسر کشور از خصوصیات بارز مردم انقلابی وفس است، به دنبال تغییر در بافت سیاسی و اجتماعی کشور به رهبری امام، مردم انقلابی و مومن وفس نیز هم پای دیگر مردم ایران در راهپیمایی ها و تظاهرات ها شرکت می کردند بعد از پیروزی انقلاب، مردم وفس همیشه آماده و گوش به فرمان امام حاضر و در همه صحنه ها در بر پایی جنبش پیروزی انقلاب سنگ تمام گذاشتند و از همان روزهای آغازین انقلاب به فرمان امام در تشکیلات و انجمن های انقلابی و سیاسی شرکت کردند در سطح روستا انجمن اسلامی، شورای اسلامی، پایگاه بسیج مردمی. به عنوان مثال پایگاه بسیج در روستای وفس تشکیل شد در زمانی که در مرکز سطح شهر پایگاه بسیج وجود نداشته و بعد از جنگ پایگاه تاسیس شد، اولین مرکز اعزام جبهه ها، پایگاه شهدای وفس بود، دلیل این ادعا 72 شهید به اندازه یاران حسین(ع) در روز عاشورا است که روستای شهید پرور وفس تقدیم انقلاب اسلامی و مملکت نمود، شهداء وفس از اولین شهید مشروطیت گرفته تا رئیس دادگاه صلح تهران تا بسیجی بی نام و نشان از میان کارگران و کشاورزان زحمت کش که گفتند لبیک یا امام بار الهی این سر این پیکرم... و تا زمانی که امام جام زهر را ننوشیدند اینان آرام نگرفتند اینان مقلد بودند او مقتدا، حالا بر این دیار چه می گذرد، خود بخوانید حدیث مفصل را.

وفس قرن دوم با آن توصیف یعنی این!

وفس دارای 15000 نفر جمعیت در زمان جمعیت 20 میلیونی ایران یعنی این!

وفس 72 شهید داده، از اولین شهید مشروطیت تا آن شهید گمنام و آن رئیس  کل دادگاه صلح تهران یعنی این!

وفس با قداست و قدمت دارالمومنین یعنی این!

وفس دارای 23 هزار هکتار یعنی یک چهارم کل سطح شهرستان یعنی این!

وفس دارای 700 هکتار باغ، 35 هزار راس گوسفند، 700 کندو زنبور عسل، 400 دستگاه دار قالی یعنی این!

اگر لطف نمایید مسئولان با درایت و کارشناسی به بحث مطرح شده با دید عنایت بنگرند وفس روستایی است در آن بیش از 1000 شغل ایجاد می شود کلی از وابستگی ها را در زمینه تامین گوشت، میوه، حبوبات، گندم و عسل را کاهش می دهد علاوه بر اینکه جمعیت نزدیک به 20 هزار نفر را در خود جای داده می دهد و از مهاجرت می کاهد در صورتی که خود مرکز شهرستان در حال حاضر 7 الی 8 هزار نفر جمعیت دارد و 70 هزار نفر جمعیت مطرح در روستاهای بزرگ مثل میلاجرد، خنجین، خسروبیگ، چهره قان، اسفندان و 50 روستای دیگر می باشد همه واقعا یقین دارند که ماست سفید است با رنگ عوض نمی شود ماهیت دارد و وفس هم بارز مثل روز ماهیتش مشخص و با جار و جنجال ها و های هوی نماینده اسبق مجلس ششم که از اهالی کمیجان بود با ساختن طوماری کزائی و عوام فریبی به اتفاق مسئولین دست اندر کار سابق این عدم توجهی و بی مهری را دامن زدند از آب گل آلود ماهی گرفتند اجرشان با خدا، تاریخ دستخوش این تحولات بوده و معاویه ها و علی ها.... همیشه در کشمکش بودند ولی عالیجناب، نگذار حق وفس از بین برود، نگذار عدالت رنگ دیگری بگیرد.

توضیحاتم ناقص و دست و پا شکسته بود، هر بند این نوشته نیاز به تحلیل ها دارد در خدمت هستم تا در این زمینه به کارشناسان، استاندار، فرماندار یا هر مرجع صاحب نظر را مامور کنید مثل سربازی آماده پا در رکاب جهت اثبات این قضایا باشم. امید آن دارم که خداوند توفیق آن دهد که به تحقق شعارتان برسید و با این نامه نیز امعان نظر و آینده نگری خاصی برخورد فرمایند.

ارادتمند شما از روستای وفس، از جهادگران هشت سال دفاع مقدس جهاد سازندگی و در حال حاضر از کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان مرکزی - مدیریت جهاد کشاورزی کمیجان در تصدی شیلات شهرستان هستم اگر امری داشتید و لایق دانستید با بنده تماس بگیرند:

تلفن همراه:

تلفن منزل با کد:

تلفن محل کار با کد:

 

اجرکم عندالله

عباس وفس از مدیریت جهاد کشاورزی اداره شیلات

 

پایان نامه

 

دو مطلب:

1) بعضی از آمار، ارقام و اطلاعاتی که در نامه ذکر گردیده، نادرست یا مشکوک می باشد.

2) متن نامه بدون هیچ گونه تغییراتی نوشته شده است، لذا اشتباهات موجود(متنی و محتوایی) در نامهی اصلی نیز وجود داشته است.

نوشته شده توسط مهدی ساعت 08:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 3 مرداد 1385
فرماندار جدید و سرنوشت « جمعیت کمیجانی ها»

مطلب اول اینکه: احتمالا اطلاع دارید که در اواخر سال گذشته، از سوی استاندار جدید استان مرکزی (آقای عبدالله سهرابی)، فرماندار جدید شهرستان کمیجان منصوب گردید. بر اساس این تغییر، « حسین شعیبی» بعد از دو سال فرمانداری شهرستان، جای خود را به « ابوالقاسم مسافر» داد.

مطلب دوم اینکه: آقای شعیبی، فرماندار سابق شهرستان، از حدود یک سال قبل در تلاش و فعالیت بود تا گروه و انجمنی تحت نام « جمعیت کمیجانی ها و حومه مقیم تهران» تاسیس نماید تا از این گروه برای حل مشکلات کمیجان استفاده کند که در نهایت نیز توانست این انجمن را ایجاد کند اما در دوره ی او هیچ نتیجه ی عملی از این انجمن به دست نیامد.

با تغییر فرماندار شهرستان، ادامه موجودیت و فعالیت این جمعیت در هاله ای از ابهام فرو رفت و در طی چهار ماهی که از انتخاب فرماندار جدید می گذرد، انجمن هیچ جلسه ای تشکیل نداده و گویا این جمعیت خود به خود، تعطیل شده است.

با پرس و جو هایی که بنده انجام دادم، به دلیل تشکیل نشدن جلسات جمعیت پی بردم. از قرار معلوم فرماندار جدید شهرستان که اصالتا متعلق به شهر آستانه استان مرکزی است، روابط بسیار نزدیکی با میلاجردی ها دارد که همین مسئله باعث ترس مسئولین کمیجانی شده است. در طی چهار ماه فعالیت فرماندار جدید شهرستان، میلاجردی ها چندین بار خواستار تشکیل جلسات جمعیت شده اند ولی کمیجانی ها با این امر مخالفت کرده اند و به همین دلیل جلسات جمعیت در طی این چهار ماه برگزار نگردیده است.

مطالب پیشین: فرماندار جدید شهرستان کمیجان معرفی شد

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی ساعت 10:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در سه شنبه 3 مرداد 1385 و ساعت 12:07 ب.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 23 تیر 1385
سفره گسترده است دسر فراموش نشود!

مطالبی که در زیر می آید متن نامه ای است از آقای نیک ملکی( اهل میلاجرد) به وبلاگ نویس کمیجان. این نامه در ارتباط با سفر دو ماه قبل رئیس جمهور به استان و ظلم هایی است که از طرف بعضی از مسئولین کمیجانی نسبت به مردم مناطقی چون میلاجرد و وفس و ... وارد شده است.

وبلاگ نویس کمیجان، این نامه را با عنوان« چرا بر طبل اختلاف افکنی می کوبند ؟»(!!) در وبلاگ کمیجان منتشر کرده است که می توانید در این صفحه آن را ملاحظه نمایید.

آدرس وبلاگ آقای نیک ملکی:         http://araknews.mihanblog.com

 

 

متن نامه:

 

سفره گسترده است حالا این طعام از کجا آمده و به چه قیمتی نصیب شده مهم نیست !

دوست عزیز نمی دانم چرا دنیا همیشه به کام روباه صفتان بوده است

واقعه ابوموسی اشعری را که میدانی

وقایع کبر نیرنگ های معاویه و جنگ های پر از خدعه اش را هم که میدانی و خوانده ای

 

حالا از چگونگی انتقال بخشداری از میلاجرد به کمیجان اگر خبر نداری ایمیل بزن تا برایت مفصل بنویسم

که البته با خیانت کدخدای وقت میلاجرد هم همراه بود و حتما از عاقبت او و دودمانش هم که خبر داری اگر نداری بگو تا مفصل تر بگویم

بگذریم

و وقایعی که حتی از گفتنش شرم دارم ... می دانی و اگر نمیدانی

و خواستی بدانی ایمیل بزن به روی چشم.

صحبت از ظلم است و من در عجب از این همه روی بشر

بگو ما هم بدانیم مظلومیت و محرومیت مردم کمیجان بیشتر است یا مردم بیچاره میلاجرد و سمقاور و وفس وانار...و غیره و ذالک

حالا سابقه انقلابی کمیجان بیشتر است یا میلاجرد؟

میلاجرد قبل از انقلاب در صحنه ها پیشقدم بود و شما کمیجانی ها به شاهی بودن مشهور

مگر اوایل انقلاب سنجانی ها به شهر شما حمله نکردند و البته تعصب زیاد آنها را من تحسین نمی کنم ولی نشانگر وجود خائنین وشاهدوستان در کمیجان است.

در بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی هم که در سوراخ موش پنهان بودید و تنها دو شهید که آنهم از دستتان در رفت (روحشان شاد توهینی به ساحت مقدس شهیدان نباشد)

در حالی که  روستاهای منطقه  که 1/20 جمعیت شما را نداشتند میانگین بیش از 5 شهید را دارند

 

و میلاجرد بیش از 60 شهید را تقدیم انقلاب کرد

 

بعد از جنگ بر سفره گسترده انقلاب افتادید خوردید و خوردید

تا گرگ شدید

حتی به درمانگاه میلاجرد که به فرمان رئیس مجلس و با پیگیری های آقای ملکی (کارمند پست میلاجرد) و همراهی مردم محروم بنا شده بود را با بردن دکتر و کارمندان آن به کمیجان به تعطیلی کشاندید

و مطمئن باشید اگر تنها کودکی به علت نبود امکانات پزشکی در سپیده شبی از شبهای میلاجرد جان بدهد مسئولین پر نیرنگ و جفا پیشه شما و مسئولین خائن ما نمی توانند جواب دهند

بیمارستان انار که با هزینه خیری از همان منطقه بنا شده  و دو سال از ساخت آن میگذرد در آستانه ویرانی است و شما تنها به این علت که در آن منطقه واقع شده و شما آبادانی شهر خود را میخواهید  حاضر به تامین پزشک و  پرستار و امکانات پزشکی آن نیستید و حتی درخواست از طرف مسئولینتان به مقانات بالا نمی شود که هیچ حتی سنگ هم در جلوی فعالیت آن  می اندازید

سفره گسترده است دسر فراموش نشود!

حالا هم که صحبت از اعتبار 5 میلیاردی برای کمیجان است و ظاهرا شما و مسئولینتان فکر میکنید بودجه فقط مال شهر کمیجان است و خنده دار تر از همه  امام جمعه شریفتان که  دانسته یا ندانسته ! صحبت از جمعیت 60000 نفری کمیجان را در  یکی از روزنامه های استان به میان کشانده و اینکه همه می دانند جمعیت کمیجان از 7000 نفر تجاوز نمی کند

شما از ورود رئیس جمهور شکه نشده اید که این گونه به پاچه خواری افتاده اید شما از این 5 میلیارد شوکه شده اید و دمادم

با مطرح کردن کمیجان محروم

کمیجان فلک زده

کمیجان ...

 

نیرنگ شما حتی به جایی رسید که سخنرانی  رئیس جمهور را در کنار خرابه ها برگزار کردید تا به اصطلاح محرومیت شما را ببیند

و پرچم ها و تصاویر شهدای میلاجرد را کندید مبادا در پرواز آقای رئیس جمهور بر فراز منطقه دیده شود

نیرنگ تا چه حد ...

 

ثبت احوال میلاجرد را که در تمام شهر های ایران در همان شهر مستقر است( البته اگر میلاجرد را که سه برابر شما جمعیت دارد و دیرینه تاریخی شهرنشینی آن از کمیجان که هیچ از اراک هم بیشتر است را به عنوان شهر قبول دارید ) به کمیجان منتقل کردید و سایر ادارت آن را هم یا قبلا منتقل کرده و یا در شرف انجام است به این خاطر که مراودات میلاجردیان با کمیجان باشد و خرید و فروش شهرتان را رونق دهین و این آمار کذایی60000 نفریتان را کمی به واقعیت نزدیک کنید که اعتبار بیشتری بگیرید و...

 

سفره گسترده است و شرط این است که سپاسگذار نعمت باشیم!

ولی از آنجا که ما ایرانیان بعد از اتمام صرف طعام(برعکس سایر دول) شکر میکنیم ...

پس شما هیچگاه شکر نخواهید گفت چرا که اصلا سیر نمی شوید  و تا ابد قصد نشستن بر این سفره را دارید

 

سفره گسترده است و شما به احترام مهمان برخاسته اید گناه دارد احترام سفره واجب تر است آن را ببندید و از خوردن دست بردارید

حالا که رئیس جمهور آمده نیرنگ تغییر چهره داده و به پاچه خواری مشغول است ... خسته نباشید

سفره گسترده است ولی وجدانهای سالم حتی هنگام خوردن هم بیدار میشوند

 

این همه گفتم ولی خوب و بد همه جا هست وقتی صحبت از میلاجردی و کمیجانی است صحبت از اکثریت است

 

همیشه اقلیتی خوب همه جا هستند ولی اگر این اقلیت به ترویج ظلم آن اکثریت بپردازند  دیگر اقلیت نیستند.

 

حالا اگر جوی غیرت داری این  نظر را در اینجا بگذار شاید از گناهان تو و ظلم هایی که شریک شده ای بکاهد.!!!!!

 

پایان

نوشته شده توسط مهدی ساعت 08:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 15 تیر 1385
وفس و کمیجان

رابطه وفس و کمیجان به سال ها قبل باز می گردد. از زمان شروع این روابط اطلاع دقیقی ندارم اما فرضاً می توانیم ملاک را سال ۱۳۲۰ شمسی، که در آن اولین تقسیمات جغرافیایی صورت گرفت، در نظر بگیریم. این سال ها، سال های قدرت و احاطه وفس و وفسی ها بر تمام منطقه بسیار وسیع وفس با مساحتی در حدود ۳۰۰۰ کیلومتر مربع بود و در عین حال کمیجان در آن زمان، روستایی کوچک با چندین خانوار جمعیت بود و در جلسات، مجامع و گردهمایی های آن زمان، اصلا به حساب نمی آمد. در آن زمان، خان های قدرت مند و با تدبیری که در حقیقت نایب حکومت بودند، منطقه وسیع وفس را اداره می کردند و همانند پدران خود به خوبی از عهده ی این کار بر می آمدند.

سال های مابین ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷، سال های شکوفائی و پیشرفت و توسعه وفس بود. در این سال ها، برای اولین بار برق به وفس آمد و در حالی که مناطق اطراف هنوز نمی دانستند اصلا برق چیست، در کوچه های  وفس تیر برق برای ایجاد روشنایی در شب نصب شده بود که هنوز هم بقایایی از آن تیرهای برق در بعضی کوچه ها و محله ها قرار دارد. همچنین در این سال ها، اکثر اداره جات و سازمان های دولتی و حکومتی در وفس مستقر شدند و به خدمات رسانی به مردم وفس و مردم مناطق اطراف پرداختند.

شرح و توضیح مراحل توسعه وفس و حوادث رخ داده در این ایام، بسیار گسترده می باشد که مطمئنا در فرصت های آتی به آنها خواهم پرداخت. به طور خلاصه عرض کنم که تا اوایل انقلاب، توسعه و بهبود شرایط در وفس و منطقه وفس به صورت کم و بیش ادامه داشت؛ اما با وقوع انقلاب و شروع جنگ تحمیلی، توسعه وفس متوقف شد و حتی وفس شروع به پسرفت کرد.

همانطور که می دانید با وقوع انقلاب، جمعیت از روستاها، شهرک ها و شهر های کوچک به سمت شهر های بزرگ و خصوصا تهران سرازیر شد  و با وقوع جنگ عملا کشور در یک حالت خلا و سکون قرار گرفت و تمام توجه دولتمردان حکومتی و همچنین مردم به جنگ و سرنوشت آن بود و در این سال ها کل بودجه کشور و پس انداز های مردم و کمک هایی که از آنان گرفته می شد، تماما برای جنگ هزینه می شد.

متاسفانه وفس نیز از این قاعده مستثنی نبود و در سال های بعد از انقلاب، جمعیت بسیار زیادی از آن به شهر های بزرگ اطراف مهاجرت کردند و به نظر من، مهاجرت وفسی ها از وفس، اصلی ترین دلیل از دست دادن جلال و شکوه گذشته و به طور کلی عقب ماندگی، در سال های بعد از انقلاب است. مهاجرت وفسی ها به شهر ها که اکثرا با مشکلات و سختی های زیادی همراه بود دلایل زیادی داشت که بعضی از آنها، مربوط به کل مناطق روستایی و شهری کشور بود و بعضی دیگر از دلایل، فقط مختص وفس بود.

یکی دیگر از دلایل اصلی عقب ماندگی وفس، بی توجهی، بی برنامه گی و ندانم کاری دولتمردان و مسئولان حکومت جمهوری اسلامی بود. در ۲۵ سال از عمر ۲۷ ساله ی این نظام، وفس یک بخش بود و هر ساله نام بخش وفس در گزارش مناطق محروم کشور ذکر می شد اما هیچ بهبود شرایطی در این سال ها در وفس حاصل نشد و با اطمینان می توان گفت که اگر دولت در سال های قبل به بخش وفس توجه کرده بود و قسمتی از محرومیت آن را رفع کرده بود، با این سیل مهاجرت روبرو نمی شدیم و منطقه هم اکنون وضع دیگری داشت. یکی از بی برنامه گی های مسئولان و مدیران، این مسئله بود که در کنار تبدیل شهر اراک به یکی از قطب های صنعتی کشور، هیچ توجهی به مناطق اطراف آن نکردند و مردم روستا ها و شهر های اطراف که به دنبال شغل و شرایط بهتر زندگی بودند، ساده ترین راه که همان مهاجرت بود را انتخاب کردند و از شهر و دیار خود خارج شدند که مشکلات بسیاری از این بابت پدید آمد که بعضی از آنها در این سال ها نمود پیدا کرده است.

به نظر من دو دلیل فوق، دلایل اصلی عقب ماندگی وفس هستند و این پسرفت از بعد از انقلاب تا همین سال ها هم ادامه دارد.

کمیجان در بعد از انقلاب چه تغییری کرد؟ کمیجان که کمترین هزینه ها را برای پیشبرد اهداف انقلاب و پیروزی در جنگ، انجام داده بود؛ بیشترین سود و بهره را از این انقلاب برد که البته دلایل زیادی دارد از جمله: نزدیکی به وفس، شرایط مساعد طبیعی، قبول پرداخت هزینه پیشرفت از طرف مردم آن، قابلیت نفوذ در مسئولان و دولتمردان کشور و ... . از همان زمان که انحطاط و پسرفت وفس آغاز شد، پیشرفت و توسعه کمیجان نیز آغاز گردید و هر چه وفس پسرفت می کرد، کمیجان پیشرفت می کرد و این روند تا امروز هم ادامه دارد. بزرگترین شانسی که کمیجان آورد این بود که در نزدیکی وفس قرار داشت و همین عامل سبب شد تا سازمان ها و نهاد هایی که قبلا در وفس ایجاد شده بود و یا در حال ایجاد شدن بود، در ابتدا به دلیل اختلافات بین اشخاص و محله ها در وفس و در ادامه به دلیل مهاجرت جمعیت وفس، به کمیجان منتقل شود و در واقع می توان گفت که وفس پله ی ترقی و توسعه ی کمیجان گردید و متاسفانه این روند، هم اکنون نیز ادامه دارد.

شرایط و گفته های بالا در مورد وفس و کمیجان را در نظر بگیرید و بیاندیشید که این شرایط 25 سال ادامه یابد. اوضاع وفس هر روز بد تر می شود و مسئولین استانی هم هیچ گونه توجهی به آن ندارند و خود وفسی ها هم از حال وفس غفلت کرده اند و در مقابل، کمیجان از طریق تغذیه بودجه هایی که به نام بخش وفس تصویب می شود و به دلیل غفلت وفسی ها و از همه مهمتر وجود و فعالیت مسئولان پر نفوذ، به پیشرفت و امکانات دست می یابد. با فرض این شرایط، در سال ۱۳۸۰، وفس و مردم وفس دلخوش به اینکه نماینده ای از بخش وفس عازم مجلس شورای اسلامی شده است تا بلکه قسمتی از مشکلات این بخش را رفع کند، ضربه ی نهایی را از همین نماینده ی مجلس دولت جمهوری اسلامی دریافت می کنند و بعد ها می فهمند نماینده ای که با شور و شوق همشهری بودن به مجلس فرستاده اند در طی دو سالی که نماینده بخش وفس بوده، فقط و فقط در حال تلاش و کوشش شبانه روزی بوده است تا بی سر و صدا، وفس را به روستا و کمیجان را به شهرستان تبدیل کند و بالاخره هم از طریق زد و بند های سیاسی موفق به انجام این کار می شود و با روی دادن این اتفاق عملا کار وفس تمام می شود و انحطاطی که از چند سال قبل از انقلاب آغاز شده بود، در سال ۱۳۸۲ نتیجه می دهد و وفسی که زمانی یگانه قدرت منطقه محسوب می شد به یک روستا تبدیل می شود و با ۷۱ روستایی که قبلا زیر نظر خودش بود برابری می کند و می شود یکی از ۱۰۴۰ روستای دیگر استان مرکزی.

البته همین جا بگویم، مهمترین دلیل تبدیل بخش وفس به روستای وفس و شهر کمیجان به شهرستان، تلاش های علی حسنی ( نماینده ی بخش وفس در مجلس ششم) بود، ولی باید توجه کرد که این اتفاق در شرایطی که قبلا آن ها را بیان کردم رخ داد و در نتیجه غیر از علی حسنی و همفکرانش در کمیجان، تا حدودی خود مردم وفس هم مسئول هستند.

بد ذاتی علی حسنی از اینجا ناشی می شود، که این شخص که به عنوان نماینده ی مردم در مجلس مردم حضور پیدا کرده بود به جای اینکه به دنبال رفع معضلات و مشکلات مردم ناحیه و بخش خودش باشد در طی مدت نمایندگی فقط و فقط در جهت منافع گروهی و قومی فعالیت می کرد و در نهایت نیز موفق به برآوردن خواسته های خود و همفکرانش می شود.

و به این دلیل در حق وفس ظلم شده است که کمترین حقی که وفس داشت( کمترین حق از جهت شرایطی که وفس در آن قرار گرفته بود) این بود که در مقابل گرفتن این امتیاز بزرگ از وفس و وفسی ها که آن را در طول تاریخ خود کسب کرده بودند، امتیاز های کوچکتری (همچون قول تاسیس کارخانه در وفس یا قول سهم ویژه جوانان وفسی برای استخدام در اداره جات کمیجان و ...) به وفسی ها داده شود، که در نهایت نه تنها هیچ امتیازی به وفس و وفسی ها داده نشد بلکه هم اکنون در حد و اندازه های یک روستا نیز به وفس توجه نمی شود و با اطمینان می گویم که تبدیل وفس از بخش به روستا مقدمه ی چپاول ثروت های مادی و معنوی وفس گردید و در شرایط حاضر این اتفاق در جریان است و هر روز شاهد پرده ای از آن هستیم.

این روزها، وفسی های ساکن وفس به خوبی احساس می کنند که هر روز به اموال و منابع آنها دست اندازی می شود و هر روز با بحرانی جدید روبرو می گردند.

وفس، روستای بسیار بزرگی است؛ یک چهارم مساحت شهرستان را شامل می شود. وفس منابع آبی فراوانی دارد. وفس زمین های کشاورزی مناسبی دارد. وفس مراتع خوب و متوسطی دارد. وفس مکانی بسیار مناسب برای تفریح و گردش است. وفس باغات بسیار زیادی دارد. وفس دو امامزاده دارد. وفس چشم انداز های بسیار زیبایی دارد. این ویژگی ها و ده ها ویژگی و مزیت دیگر باعث شده است تا وفس برای مردم مناطق اطراف خصوصا بعضی از مسئولین شهرستان کمیجان جذاب باشد و لذا آنها تلاش می کنند تا از این امکانات در جهت تحقق منافع خود بهره ببرند.

نمونه هایی از دست اندازی هایی که به منابع و امکانات مادی و معنوی وفس صورت گرفته و می گیرد عبارتند از:

۱) تعرض همیشگی ساکنان روستای آقجه قلعه به مزارع وفس در دشت انجمن(آخرین اتفاقاتی که افتاده، این بوده که در سال گذشته یکی از چوپان های وفسی را در هنگام چرای گوسفندان می ربایند و او را به آقجه قلعه برده و حسابی کتکش می زنند، دسته ای از وفسی ها به آقجه قلعه رفته، او را آزاد می کنند و به دادگاه فامرین شکایت می کنند که در نهایت بعد از چند ماه هیچ نتیجه ای برای وفسی ها در بر نداشت؛ در جلسه ای که در ۴ دیماه گذشته با حضور نماینده استاندار، فرماندار سابق شهرستان و ... در وفس تشکیل شده بود، چند تن از پیرمردان کشاورز وفسی که سنشان بالای ۶۰ بود، چندین مرتبه با نهایت شدت و عصبانیت در مقابل مسئولین حاضر در جلسه به پا خواستند و صحبت کردند و واقعاً باعث خجالت و شرمندگی خود من شد که چرا وضعیت وفس و وفسی ها به این صورت درآمده است؟!

پیرمردان چندین مرتبه از مسئولین درخواست کردند که یک پاسگاه در وفس مستقر شود که متاسفانه بی نتیجه ماند.

۲) مسئله انتقال آب وفس به کمیجان: حتماً در جریان این ماجرا هستید. اگر این امر اتفاق بیفتد می دانید چه مشکلاتی برای وفس ایجاد می شود؟ و یا به نظر شما چرا مسئولین شهرستان جرات می کنند که بدون اطلاع دهیار و شورای روستا و ساکنان، اقدام به حفر چاه برای انتقال آب کنند؟ آیا این مسئله نمی تواند دلیلی برای ظلم در حق وفسی ها باشد؟ و همچنین این مسئله نمی تواند شروعی باشد برای تصاحب سایر ویژگی های طبیعی و خدادادی وفس؟

۳) ادعای مالکیت منابع فرهنگی وفس: همانطور که می دانید حاجی رضوان(امامزاده شاهزاده حسین(ع)) یکی از نمادهای فرهنگی وفس و وفسی ها و به نظر من اصلی ترین سمبل و نشانه ی وفس است که همیشه متولیانی وفسی داشته و وفسی ها برای حفظ و نگهداری آن هزینه های زیادی در طول سالیان انجام داده اند که شروع می شود از زحمات خود حاج رضوان و ... تا برسد به مرحوم مشهدی محمد تقی که تک و تنها و در سال هایی که حاج رضوان جاده نداشت با الاغ به بالای این کوه می رفت و به تعمیرات ساختمان امامزاده می پرداخت و همچنین به دنبال راهی برای تامین آب برای امامزاده بود؛ تا آخرین تعمیرات اساسی که در سال ۱۳۷۶ توسط گروهی از وفسی ها انجام شد که در طی آن جاده ای ماشین رو برای این امامزاده ایجاد شد و اتاقک هایی در  کنار آن ساخته شد و برق آن کشیده شد و ... ولی متاسفانه در حال حاضر می بینیم که وبلاگ نویس کمیجان در وبلاگ خود خبر از جلسه ای می دهد که در تهران تشکیل شده و در آنجا صحبت شده از اینکه باید به حاج رضوان توجه زیادی کرد و آن را به عنوان یکی از نماد های کمیجان معرفی کرد که در همین راستا وبلاگ نویس کمیجان کوه حاج رضوان را به کوه حیدربابای شهریار تشبیه کرده و اصلاً وبلاگی به نام حاج رضوان ایجاد کرده و اشعار زیادی به زبان ترکی در وصف این امامزاده بیان کرده است؛ همچنین گستاخی تا این حد گسترش پیدا می کند که فیلم کوتاهی توسط تعدادی از کمیجانی ها از حاج رضوان ساخته می شود و تحت عنوان « چشم انداز های کمیجان » در جشنواره فیلم کوتاه شرکت می کند(قسمتی از این فیلم کوتاه را می توانید از باکس «دانلود کنید»، دانلود کنید)، در انتهای این فیلم به آخرین بازسازی در امامزاده اشاره می شود ولی هیچ نامی از وفسی ها برده نمی شود.

آیا ساخت این فیلم و ادعا در مورد امامزاده، ظلمی در حق وفسی ها نیست؟ آیا این کار نمی تواند شروعی باشد برای دست اندازی های دیگر به سایر منابع فرهنگی و معنوی وفس؟

۴) همانطور که دوست عزیزم، آقای محمد کاظم سمیعی در نامه خود به مجموع وفسی ها، اشاره کرده بود، یکی از مشکلات فعلی وفس حضور بدون نظارت افراد تُرک مناطق اطراف که اکثرا کمیجانی هستند در وفس می باشد ( چه در روزهای تعطیل و چه در روزهای غیر تعطیل). این افراد به دو دسته تقسیم می شوند:

دسته ی اول) خانواده هایی که برای تفریح و گردش به وفس می آیند: اگر چه، ما خیلی بر جنبه گردشگری و جذب توریست در وفس تاکید می کنیم، اما باید توجه کنیم که این گردش و تفریح خانواده ها باید با نظارت دهیاری و شورای وفس باشد تا کمترین آسیب به اموال و منابع ساکنان برسد، خصوصا در شرایط فعلی که هیچ گونه زیرساختی در زمینه گردشگری در وفس انجام نشده است. متاسفانه حضور این خانواده ها اغلب با مشکلاتی همراه است و صدماتی به باغ ها و معابر وارد می گردد.

دسته ی دوم) افراد اوباش و خوش گذران و گاهی اوقات معتاد مناطق اطراف که حضور آنها در وفس، مشکلات فراوانی ایجاد می کند. حضور این افراد در وفس که به تدریج در حال افزایش است، آرامش و امنیت را از ساکنان محلی سلب کرده است و مشکلاتی مانند دزدی از منازل، مکان های مقدس و باغات مردم و ... را ایجاد نموده است.

متاسفانه قضیه وجود و حضور معتادان در وفس و توزیع مواد در وفس توسط تُرک های اطراف و تعداد انگشت شماری از وفسی ها، قضیه ای بسیار جدی است و اگر توجه کافی به آن صورت نگیرد مطمئنا در آینده صدمات جبران ناپذیری به وفس و مردم وفس وارد خواهد آمد.

در انتها باز هم تاکید می کنم که متاسفانه تبدیل وفس از بخش به روستا و کمیجان از شهر به شهرستان، مقدمه و شروعی بود بر دست اندازی به اموال و منابع مادی و معنوی وفس و وفسی ها.

سئوال بسیار مهمی که همه ی ما به دنبال جواب آن هستیم این است که، در حال حاضر رابطه ی وفس و کمیجان باید چگونه باشد؟

به نظر من، دو اصل زیر باید مبنای روابط باشد:

۱) رابطه ی وفس، چه با کمیجان و چه با هر روستا و شهر دیگری در شهرستان یا استان، باید فقط و فقط بر اساس منافع وفس باشد.

۲) توهین و ناسزاگوئی به مسئولین فعلی شهرستان کمیجان(تاکید می کنم: مسئولین فعلی) و ایجاد دشمنی بین وفسی ها و کمیجانی ها، کاملا بر ضد منافع وفس می باشد.

وفسی ها باید از موضع دوستی توام با اقتدار با مسئولین شهرستان روبرو شوند، وفسی ها باید دائما پیگیر کارهای وفس باشند و از مسئولین مربوطه جواب بخواهند و آنها را در منگنه قرار دهند؛ حال که آنها خواسته اند مرکزیت و مسئولیت را به دست بگیرند باید پاسخگو باشند.

وفسی ها باید وارد اداره جات و سازمان های کمیجان گردند و تا جایی که می توانند زمام امور را در دست بگیرند.

متاسفانه در طی دو سال گذشته، که کمیجان شهرستان شده است، چنین روابطی وجود نداشته و اوضاع کاملا بر ضد منافع وفس بوده است که البته دلایل زیادی دارد، امیدوارم در فرصت های آتی بتوانیم به آنها بپردازیم.

مطالب بالا، مطالب و مواردی کلی در رابطه وفس و کمیجان بود و زنگ خطری برای ما وفسی ها که باید به هوش باشیم تا میراث فرهنگی گذشتگان خود و اموال و منابع آنها را از دست ندهیم و به آیندگان برسانیم.

نوشته شده توسط مهدی ساعت 12:07 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در پنجشنبه 22 تیر 1385 و ساعت 01:07 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 5 اردیبهشت 1385
شهرستان اراک قبل و بعد از سال 1382

تا قبل از سال 1382، شهرستان اراک دارای 3 بخش، 18 دهستان و 221 آبادی بود.

بخش خنداب ( با 89 روستا ) دارای دهستان انارج ( با 11 آبادی ) دهستان جاورسیان ( با 17 آبادی ) دهستان خنداب، ( با 29 آبادی ) دهستان دهچال ( با 19 آبادی ) دهستان سنگ سفید ( با 13 ابادی ).

 بخش مركزی ( با 161 روستا ) دارای دهستان امان آباد ( با 12 روستا ) دهستان امیریه ( با 11 روستا ) دهستان داود آباد ( با 7 روستا) دهستان ساروق ( با 19 روستا ) دهستان سه ده ( با 16 روستا ) دهستان شمس آباد ( با 20 روستا ) دهستان شهر میقان ( با 41 آبادی) دهستا مشك آبادی ( با 12 روستا ) دهستان معصومیه ( با 23 روستا ).

بخش وفس ( با 71 روستا ) دارای دهستان اسفندان( با 15 روستا ) دهستان خسروبیگ ( با 20 روستا) دهستان خنجین ( با 23 روستا) دهستان میلاجرد ( با 13 روستا ).

در این آدرس می توانید تقسمات کل استان را مشاهده نمایید.

اما بعد از سال 1382 و در پی تغییراتی که رخ می دهد، فقط و فقط بخش وفس کنار گذاشته می شود و کمیجان جای آن را می گیرد. این تغییرات را در جدول زیر مشاهده می نمایید. برای مشاهده جدول کامل به این آدرس مراجعه کنید.

شهرستان

بخش

دهستانها

نقاط شهری

اراك

 

خنداب

مركزی

دهچال - خنداب - سنگ سفید-اناج - جاورسیان

مشك اباد -معصومیه سده-مشهد میقان - ساروق - امیریه-امان اباد شمس اباد داود اباد

خنداب

اراك-سنجان-داود اباد-كرهرود

كمیجان

 

مركزی

میلاجرد

اسفندان- خنجین

میلاجرد - خسرو بیك

كمیجان

میلاجرد

نقشه تقسیمات جغرافیایی استان مرکزی بعد از تقسیمات جدید را در زیر می بینید:

نوشته شده توسط مهدی ساعت 01:04 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در جمعه 23 تیر 1385 و ساعت 02:07 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 26 فروردین 1385
وفس جزو شهرستان تفرش

خبرگزاری ایسنا در روز 18 فروردین، خبر معرفی فرماندار جدید تفرش را مخابره کرد.

خبرنگار ایسنا، بعد از بیان شرح کوتاهی از جلسه معارفه، در پایان خبر ذکر می کند:

« گفتنی است تفرش و منطقه فراهان و وفس در حوزه فرمانداری تفرش قرار دارند. »

یعنی این خبرنگار محترم، به اشتباه منطقه وفس را جزو فرمانداری تفرش آورده است. البته این اشتباه شاید به خاطر سابقه ی تاریخی قضیه باشد؛ چرا که در زمان های نه چندان دور، وفس جزو فراهان و در نتیجه در محدوده ی شهرستان تفرش قرار می گرفت ولی بعد از  آن تابع شهرستان اراک گردید.

جالب اینجاست که در زمان هایی، وفس، تابع همدان نیز بوده است؛ آقای صابری همدانی در کتاب « تاریخ مفصل همدان» جلد اول، صفحات 351 و 352، در مورد وفس می نویسد:

این قریه را وفس عاشقلو می نامیدند که از بلوک بزچرلو است و فقط در اسم از توابع همدان است ولی هیچ ارتباط اقتصادی و یا اداری با همدان نداشته و از توابع اراک است.

نوشته شده توسط مهدی ساعت 01:04 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در جمعه 23 تیر 1385 و ساعت 02:07 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 25 اسفند 1384
بخش وفس اراک

چند روز قبل خبرگزاری فارس، خبر و مطلبی با عنوان « اراک؛ آباد از خط آهن جنوب »، که اختصاص به معرفی جاذبه‌های گردشگری شهرستان اراک داشت، مخابره کرد.

قسمتی از این خبر در زیر می آید:

« ... جاذبه‌های طبیعی گردشگری این شهرستان نیز شامل چشمه چپقلی با خاصیت درمانی كه در بالای دره‌ای بسیار زیبا واقع است، غارقلعه جوق و مقبره اسرارآمیز آن در نزدیكی روستای چهرقان از توابع بخش وفس اراك، غار سفیدخانی، غار انجدان، غار آسیلی، غار طاقارچه، غار گیوه‌كش، غار شغال دره و دریاچه یا كویر میقان است... »

همانطور که می بینید در این خبر، وفس با عنوان « بخش » آمده است که در واقع مربوط به دوران قبل از تبدیل شدن آن به روستا در سال 1382 شمسی است و این خود نشان از اهمیت و نقش پر رنگ وفس در تاریخ این منطقه از استان مرکزی دارد.

هم اکنون در اکثر سایت های رسمی دولتی و اداری استان مرکزی و حتی وبلاگ هایی که در رابطه با استان مرکزی مطلب می نویسند، وفس با عنوان « بخش» ذکر شده است.

 

نوشته شده توسط مهدی ساعت 09:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در جمعه 23 تیر 1385 و ساعت 02:07 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari