تبلیغات
سرزمین وفس - وفس و کمیجان

وفس و کمیجان

نویسنده :مهدی
تاریخ:پنجشنبه 15 تیر 1385-12:07 ب.ظ

رابطه وفس و کمیجان به سال ها قبل باز می گردد. از زمان شروع این روابط اطلاع دقیقی ندارم اما فرضاً می توانیم ملاک را سال ۱۳۲۰ شمسی، که در آن اولین تقسیمات جغرافیایی صورت گرفت، در نظر بگیریم. این سال ها، سال های قدرت و احاطه وفس و وفسی ها بر تمام منطقه بسیار وسیع وفس با مساحتی در حدود ۳۰۰۰ کیلومتر مربع بود و در عین حال کمیجان در آن زمان، روستایی کوچک با چندین خانوار جمعیت بود و در جلسات، مجامع و گردهمایی های آن زمان، اصلا به حساب نمی آمد. در آن زمان، خان های قدرت مند و با تدبیری که در حقیقت نایب حکومت بودند، منطقه وسیع وفس را اداره می کردند و همانند پدران خود به خوبی از عهده ی این کار بر می آمدند.

سال های مابین ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷، سال های شکوفائی و پیشرفت و توسعه وفس بود. در این سال ها، برای اولین بار برق به وفس آمد و در حالی که مناطق اطراف هنوز نمی دانستند اصلا برق چیست، در کوچه های  وفس تیر برق برای ایجاد روشنایی در شب نصب شده بود که هنوز هم بقایایی از آن تیرهای برق در بعضی کوچه ها و محله ها قرار دارد. همچنین در این سال ها، اکثر اداره جات و سازمان های دولتی و حکومتی در وفس مستقر شدند و به خدمات رسانی به مردم وفس و مردم مناطق اطراف پرداختند.

شرح و توضیح مراحل توسعه وفس و حوادث رخ داده در این ایام، بسیار گسترده می باشد که مطمئنا در فرصت های آتی به آنها خواهم پرداخت. به طور خلاصه عرض کنم که تا اوایل انقلاب، توسعه و بهبود شرایط در وفس و منطقه وفس به صورت کم و بیش ادامه داشت؛ اما با وقوع انقلاب و شروع جنگ تحمیلی، توسعه وفس متوقف شد و حتی وفس شروع به پسرفت کرد.

همانطور که می دانید با وقوع انقلاب، جمعیت از روستاها، شهرک ها و شهر های کوچک به سمت شهر های بزرگ و خصوصا تهران سرازیر شد  و با وقوع جنگ عملا کشور در یک حالت خلا و سکون قرار گرفت و تمام توجه دولتمردان حکومتی و همچنین مردم به جنگ و سرنوشت آن بود و در این سال ها کل بودجه کشور و پس انداز های مردم و کمک هایی که از آنان گرفته می شد، تماما برای جنگ هزینه می شد.

متاسفانه وفس نیز از این قاعده مستثنی نبود و در سال های بعد از انقلاب، جمعیت بسیار زیادی از آن به شهر های بزرگ اطراف مهاجرت کردند و به نظر من، مهاجرت وفسی ها از وفس، اصلی ترین دلیل از دست دادن جلال و شکوه گذشته و به طور کلی عقب ماندگی، در سال های بعد از انقلاب است. مهاجرت وفسی ها به شهر ها که اکثرا با مشکلات و سختی های زیادی همراه بود دلایل زیادی داشت که بعضی از آنها، مربوط به کل مناطق روستایی و شهری کشور بود و بعضی دیگر از دلایل، فقط مختص وفس بود.

یکی دیگر از دلایل اصلی عقب ماندگی وفس، بی توجهی، بی برنامه گی و ندانم کاری دولتمردان و مسئولان حکومت جمهوری اسلامی بود. در ۲۵ سال از عمر ۲۷ ساله ی این نظام، وفس یک بخش بود و هر ساله نام بخش وفس در گزارش مناطق محروم کشور ذکر می شد اما هیچ بهبود شرایطی در این سال ها در وفس حاصل نشد و با اطمینان می توان گفت که اگر دولت در سال های قبل به بخش وفس توجه کرده بود و قسمتی از محرومیت آن را رفع کرده بود، با این سیل مهاجرت روبرو نمی شدیم و منطقه هم اکنون وضع دیگری داشت. یکی از بی برنامه گی های مسئولان و مدیران، این مسئله بود که در کنار تبدیل شهر اراک به یکی از قطب های صنعتی کشور، هیچ توجهی به مناطق اطراف آن نکردند و مردم روستا ها و شهر های اطراف که به دنبال شغل و شرایط بهتر زندگی بودند، ساده ترین راه که همان مهاجرت بود را انتخاب کردند و از شهر و دیار خود خارج شدند که مشکلات بسیاری از این بابت پدید آمد که بعضی از آنها در این سال ها نمود پیدا کرده است.

به نظر من دو دلیل فوق، دلایل اصلی عقب ماندگی وفس هستند و این پسرفت از بعد از انقلاب تا همین سال ها هم ادامه دارد.

کمیجان در بعد از انقلاب چه تغییری کرد؟ کمیجان که کمترین هزینه ها را برای پیشبرد اهداف انقلاب و پیروزی در جنگ، انجام داده بود؛ بیشترین سود و بهره را از این انقلاب برد که البته دلایل زیادی دارد از جمله: نزدیکی به وفس، شرایط مساعد طبیعی، قبول پرداخت هزینه پیشرفت از طرف مردم آن، قابلیت نفوذ در مسئولان و دولتمردان کشور و ... . از همان زمان که انحطاط و پسرفت وفس آغاز شد، پیشرفت و توسعه کمیجان نیز آغاز گردید و هر چه وفس پسرفت می کرد، کمیجان پیشرفت می کرد و این روند تا امروز هم ادامه دارد. بزرگترین شانسی که کمیجان آورد این بود که در نزدیکی وفس قرار داشت و همین عامل سبب شد تا سازمان ها و نهاد هایی که قبلا در وفس ایجاد شده بود و یا در حال ایجاد شدن بود، در ابتدا به دلیل اختلافات بین اشخاص و محله ها در وفس و در ادامه به دلیل مهاجرت جمعیت وفس، به کمیجان منتقل شود و در واقع می توان گفت که وفس پله ی ترقی و توسعه ی کمیجان گردید و متاسفانه این روند، هم اکنون نیز ادامه دارد.

شرایط و گفته های بالا در مورد وفس و کمیجان را در نظر بگیرید و بیاندیشید که این شرایط 25 سال ادامه یابد. اوضاع وفس هر روز بد تر می شود و مسئولین استانی هم هیچ گونه توجهی به آن ندارند و خود وفسی ها هم از حال وفس غفلت کرده اند و در مقابل، کمیجان از طریق تغذیه بودجه هایی که به نام بخش وفس تصویب می شود و به دلیل غفلت وفسی ها و از همه مهمتر وجود و فعالیت مسئولان پر نفوذ، به پیشرفت و امکانات دست می یابد. با فرض این شرایط، در سال ۱۳۸۰، وفس و مردم وفس دلخوش به اینکه نماینده ای از بخش وفس عازم مجلس شورای اسلامی شده است تا بلکه قسمتی از مشکلات این بخش را رفع کند، ضربه ی نهایی را از همین نماینده ی مجلس دولت جمهوری اسلامی دریافت می کنند و بعد ها می فهمند نماینده ای که با شور و شوق همشهری بودن به مجلس فرستاده اند در طی دو سالی که نماینده بخش وفس بوده، فقط و فقط در حال تلاش و کوشش شبانه روزی بوده است تا بی سر و صدا، وفس را به روستا و کمیجان را به شهرستان تبدیل کند و بالاخره هم از طریق زد و بند های سیاسی موفق به انجام این کار می شود و با روی دادن این اتفاق عملا کار وفس تمام می شود و انحطاطی که از چند سال قبل از انقلاب آغاز شده بود، در سال ۱۳۸۲ نتیجه می دهد و وفسی که زمانی یگانه قدرت منطقه محسوب می شد به یک روستا تبدیل می شود و با ۷۱ روستایی که قبلا زیر نظر خودش بود برابری می کند و می شود یکی از ۱۰۴۰ روستای دیگر استان مرکزی.

البته همین جا بگویم، مهمترین دلیل تبدیل بخش وفس به روستای وفس و شهر کمیجان به شهرستان، تلاش های علی حسنی ( نماینده ی بخش وفس در مجلس ششم) بود، ولی باید توجه کرد که این اتفاق در شرایطی که قبلا آن ها را بیان کردم رخ داد و در نتیجه غیر از علی حسنی و همفکرانش در کمیجان، تا حدودی خود مردم وفس هم مسئول هستند.

بد ذاتی علی حسنی از اینجا ناشی می شود، که این شخص که به عنوان نماینده ی مردم در مجلس مردم حضور پیدا کرده بود به جای اینکه به دنبال رفع معضلات و مشکلات مردم ناحیه و بخش خودش باشد در طی مدت نمایندگی فقط و فقط در جهت منافع گروهی و قومی فعالیت می کرد و در نهایت نیز موفق به برآوردن خواسته های خود و همفکرانش می شود.

و به این دلیل در حق وفس ظلم شده است که کمترین حقی که وفس داشت( کمترین حق از جهت شرایطی که وفس در آن قرار گرفته بود) این بود که در مقابل گرفتن این امتیاز بزرگ از وفس و وفسی ها که آن را در طول تاریخ خود کسب کرده بودند، امتیاز های کوچکتری (همچون قول تاسیس کارخانه در وفس یا قول سهم ویژه جوانان وفسی برای استخدام در اداره جات کمیجان و ...) به وفسی ها داده شود، که در نهایت نه تنها هیچ امتیازی به وفس و وفسی ها داده نشد بلکه هم اکنون در حد و اندازه های یک روستا نیز به وفس توجه نمی شود و با اطمینان می گویم که تبدیل وفس از بخش به روستا مقدمه ی چپاول ثروت های مادی و معنوی وفس گردید و در شرایط حاضر این اتفاق در جریان است و هر روز شاهد پرده ای از آن هستیم.

این روزها، وفسی های ساکن وفس به خوبی احساس می کنند که هر روز به اموال و منابع آنها دست اندازی می شود و هر روز با بحرانی جدید روبرو می گردند.

وفس، روستای بسیار بزرگی است؛ یک چهارم مساحت شهرستان را شامل می شود. وفس منابع آبی فراوانی دارد. وفس زمین های کشاورزی مناسبی دارد. وفس مراتع خوب و متوسطی دارد. وفس مکانی بسیار مناسب برای تفریح و گردش است. وفس باغات بسیار زیادی دارد. وفس دو امامزاده دارد. وفس چشم انداز های بسیار زیبایی دارد. این ویژگی ها و ده ها ویژگی و مزیت دیگر باعث شده است تا وفس برای مردم مناطق اطراف خصوصا بعضی از مسئولین شهرستان کمیجان جذاب باشد و لذا آنها تلاش می کنند تا از این امکانات در جهت تحقق منافع خود بهره ببرند.

نمونه هایی از دست اندازی هایی که به منابع و امکانات مادی و معنوی وفس صورت گرفته و می گیرد عبارتند از:

۱) تعرض همیشگی ساکنان روستای آقجه قلعه به مزارع وفس در دشت انجمن(آخرین اتفاقاتی که افتاده، این بوده که در سال گذشته یکی از چوپان های وفسی را در هنگام چرای گوسفندان می ربایند و او را به آقجه قلعه برده و حسابی کتکش می زنند، دسته ای از وفسی ها به آقجه قلعه رفته، او را آزاد می کنند و به دادگاه فامرین شکایت می کنند که در نهایت بعد از چند ماه هیچ نتیجه ای برای وفسی ها در بر نداشت؛ در جلسه ای که در ۴ دیماه گذشته با حضور نماینده استاندار، فرماندار سابق شهرستان و ... در وفس تشکیل شده بود، چند تن از پیرمردان کشاورز وفسی که سنشان بالای ۶۰ بود، چندین مرتبه با نهایت شدت و عصبانیت در مقابل مسئولین حاضر در جلسه به پا خواستند و صحبت کردند و واقعاً باعث خجالت و شرمندگی خود من شد که چرا وضعیت وفس و وفسی ها به این صورت درآمده است؟!

پیرمردان چندین مرتبه از مسئولین درخواست کردند که یک پاسگاه در وفس مستقر شود که متاسفانه بی نتیجه ماند.

۲) مسئله انتقال آب وفس به کمیجان: حتماً در جریان این ماجرا هستید. اگر این امر اتفاق بیفتد می دانید چه مشکلاتی برای وفس ایجاد می شود؟ و یا به نظر شما چرا مسئولین شهرستان جرات می کنند که بدون اطلاع دهیار و شورای روستا و ساکنان، اقدام به حفر چاه برای انتقال آب کنند؟ آیا این مسئله نمی تواند دلیلی برای ظلم در حق وفسی ها باشد؟ و همچنین این مسئله نمی تواند شروعی باشد برای تصاحب سایر ویژگی های طبیعی و خدادادی وفس؟

۳) ادعای مالکیت منابع فرهنگی وفس: همانطور که می دانید حاجی رضوان(امامزاده شاهزاده حسین(ع)) یکی از نمادهای فرهنگی وفس و وفسی ها و به نظر من اصلی ترین سمبل و نشانه ی وفس است که همیشه متولیانی وفسی داشته و وفسی ها برای حفظ و نگهداری آن هزینه های زیادی در طول سالیان انجام داده اند که شروع می شود از زحمات خود حاج رضوان و ... تا برسد به مرحوم مشهدی محمد تقی که تک و تنها و در سال هایی که حاج رضوان جاده نداشت با الاغ به بالای این کوه می رفت و به تعمیرات ساختمان امامزاده می پرداخت و همچنین به دنبال راهی برای تامین آب برای امامزاده بود؛ تا آخرین تعمیرات اساسی که در سال ۱۳۷۶ توسط گروهی از وفسی ها انجام شد که در طی آن جاده ای ماشین رو برای این امامزاده ایجاد شد و اتاقک هایی در  کنار آن ساخته شد و برق آن کشیده شد و ... ولی متاسفانه در حال حاضر می بینیم که وبلاگ نویس کمیجان در وبلاگ خود خبر از جلسه ای می دهد که در تهران تشکیل شده و در آنجا صحبت شده از اینکه باید به حاج رضوان توجه زیادی کرد و آن را به عنوان یکی از نماد های کمیجان معرفی کرد که در همین راستا وبلاگ نویس کمیجان کوه حاج رضوان را به کوه حیدربابای شهریار تشبیه کرده و اصلاً وبلاگی به نام حاج رضوان ایجاد کرده و اشعار زیادی به زبان ترکی در وصف این امامزاده بیان کرده است؛ همچنین گستاخی تا این حد گسترش پیدا می کند که فیلم کوتاهی توسط تعدادی از کمیجانی ها از حاج رضوان ساخته می شود و تحت عنوان « چشم انداز های کمیجان » در جشنواره فیلم کوتاه شرکت می کند(قسمتی از این فیلم کوتاه را می توانید از باکس «دانلود کنید»، دانلود کنید)، در انتهای این فیلم به آخرین بازسازی در امامزاده اشاره می شود ولی هیچ نامی از وفسی ها برده نمی شود.

آیا ساخت این فیلم و ادعا در مورد امامزاده، ظلمی در حق وفسی ها نیست؟ آیا این کار نمی تواند شروعی باشد برای دست اندازی های دیگر به سایر منابع فرهنگی و معنوی وفس؟

۴) همانطور که دوست عزیزم، آقای محمد کاظم سمیعی در نامه خود به مجموع وفسی ها، اشاره کرده بود، یکی از مشکلات فعلی وفس حضور بدون نظارت افراد تُرک مناطق اطراف که اکثرا کمیجانی هستند در وفس می باشد ( چه در روزهای تعطیل و چه در روزهای غیر تعطیل). این افراد به دو دسته تقسیم می شوند:

دسته ی اول) خانواده هایی که برای تفریح و گردش به وفس می آیند: اگر چه، ما خیلی بر جنبه گردشگری و جذب توریست در وفس تاکید می کنیم، اما باید توجه کنیم که این گردش و تفریح خانواده ها باید با نظارت دهیاری و شورای وفس باشد تا کمترین آسیب به اموال و منابع ساکنان برسد، خصوصا در شرایط فعلی که هیچ گونه زیرساختی در زمینه گردشگری در وفس انجام نشده است. متاسفانه حضور این خانواده ها اغلب با مشکلاتی همراه است و صدماتی به باغ ها و معابر وارد می گردد.

دسته ی دوم) افراد اوباش و خوش گذران و گاهی اوقات معتاد مناطق اطراف که حضور آنها در وفس، مشکلات فراوانی ایجاد می کند. حضور این افراد در وفس که به تدریج در حال افزایش است، آرامش و امنیت را از ساکنان محلی سلب کرده است و مشکلاتی مانند دزدی از منازل، مکان های مقدس و باغات مردم و ... را ایجاد نموده است.

متاسفانه قضیه وجود و حضور معتادان در وفس و توزیع مواد در وفس توسط تُرک های اطراف و تعداد انگشت شماری از وفسی ها، قضیه ای بسیار جدی است و اگر توجه کافی به آن صورت نگیرد مطمئنا در آینده صدمات جبران ناپذیری به وفس و مردم وفس وارد خواهد آمد.

در انتها باز هم تاکید می کنم که متاسفانه تبدیل وفس از بخش به روستا و کمیجان از شهر به شهرستان، مقدمه و شروعی بود بر دست اندازی به اموال و منابع مادی و معنوی وفس و وفسی ها.

سئوال بسیار مهمی که همه ی ما به دنبال جواب آن هستیم این است که، در حال حاضر رابطه ی وفس و کمیجان باید چگونه باشد؟

به نظر من، دو اصل زیر باید مبنای روابط باشد:

۱) رابطه ی وفس، چه با کمیجان و چه با هر روستا و شهر دیگری در شهرستان یا استان، باید فقط و فقط بر اساس منافع وفس باشد.

۲) توهین و ناسزاگوئی به مسئولین فعلی شهرستان کمیجان(تاکید می کنم: مسئولین فعلی) و ایجاد دشمنی بین وفسی ها و کمیجانی ها، کاملا بر ضد منافع وفس می باشد.

وفسی ها باید از موضع دوستی توام با اقتدار با مسئولین شهرستان روبرو شوند، وفسی ها باید دائما پیگیر کارهای وفس باشند و از مسئولین مربوطه جواب بخواهند و آنها را در منگنه قرار دهند؛ حال که آنها خواسته اند مرکزیت و مسئولیت را به دست بگیرند باید پاسخگو باشند.

وفسی ها باید وارد اداره جات و سازمان های کمیجان گردند و تا جایی که می توانند زمام امور را در دست بگیرند.

متاسفانه در طی دو سال گذشته، که کمیجان شهرستان شده است، چنین روابطی وجود نداشته و اوضاع کاملا بر ضد منافع وفس بوده است که البته دلایل زیادی دارد، امیدوارم در فرصت های آتی بتوانیم به آنها بپردازیم.

مطالب بالا، مطالب و مواردی کلی در رابطه وفس و کمیجان بود و زنگ خطری برای ما وفسی ها که باید به هوش باشیم تا میراث فرهنگی گذشتگان خود و اموال و منابع آنها را از دست ندهیم و به آیندگان برسانیم.



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محمد کمیجانی (جاویدراد)
جمعه 8 آبان 1388 03:13 ب.ظ
عزیزان و همشهریان گرامی قبول کنید که ما در یک محدوده جغرافیایی بزرگ که نام آن ایران عزیز است زندگی میکنیم و من برای گریز از هرگونه سخنان و اقدامات غیر دوستانه و تفرقه افکنانه حاضر به هرگونه همکاری با تمام عزیزان و همشهریانی که از استان مرکزی و ایران و .... هستند میباشم .
بامید روزی که جاده دسترسی وفس به نوبران راه اندازی و بازگشایی شود تا من و بسیار ی از همشهریان کمیجانی راه خود را به سمت تهران از مسیر وفس طی کنند و با آن عزیزان بیشتر آشنا شوند .
محمد كمیجانی ( جاویدراد)
شنبه 3 شهریور 1386 05:08 ق.ظ
برادرم واقعاٌ همینطور هست كه شما می فرمائید . من وبلاگ نویس كمیجان هستم و قصد و غرضم هم تصاحب كوه و زیارتگاه حاجی رضوان نبوده است .
علی جمالو -سمقاور
جمعه 31 فروردین 1386 10:04 ق.ظ
در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی(طبق فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی) مردم با هشیاری تفرقه افكنان داخلی وخارجی را رسوا خواهد نمود و مردم انقلابی وپشتاز كمیجان ومیلاجرد
هشیارانه این خیانت و توطئه را خنثی خواهند نمود -و مكرو مكر ال...وا... خیر الماكرین- همه روستاهای منطقه كمیجان هستند وكمیجان نیز همه روستاهای منطقه-همه عضو یك پیكر بنام شهرستان كمیجان هستیم وفس . كمیجان و میلاجرد الفاظ و الفبا هستند -به كوری چشم تفرقه افكنان -كه مردم بنا به فرمان رهبر معظم آنها را بزودی شناسایی خواهند كرد -انشا ا...
غلامحسنی -میلاجرد
جمعه 31 فروردین 1386 09:04 ق.ظ
آقای نیك ملكی
براستی شما میلاجردی هستید یا خود را میلاجردی جا زده اید ؟از این صحبتهای تفرقه انگیز چیزی عایدتان نمیشود با اسم مستعار در مقابل تصمیمات دولت كریمه جمهوری اسلامی نایستید؟ در عصر ار طباطات و دهكده كوچك جهانی كمیجان و میلاجرد وجود ندارد بلكه هر دو به هم چسبیده و كوچه یك شهر محسوب میشوند واین حرفها نشان از عقب مانگی دارد والسلام
ابوالقاسم دارابی
سه شنبه 3 مرداد 1385 11:07 ق.ظ
آقای باریکلو
با سلام و عرض خسته نباشید از اینکه هم ولایتی همچون شما دارم به خودم می بالم، از شما به خاطر زمانی که برای وفس صرف می کنید تشکر می کنم. موارد بسیار مهمی را در این پست ذکر کرده اید که خود من از آنها بی اطلاع بودم و متاسفانه اکثر وفسی ها نیز اطلاعی از آنها ندارند و من مطمئنم همین کم اطلاعی باعث بی تفاوتی انها نسبت به آینده ی وفس شده است. امیدورام با این اطلاع رسانی ها، اوضاع وفس هر روز بهتر شود.
باز هم از شما تشکر می کنم.در پناه حق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo